تبليغاتX
کافه تفکر

کافه تفکر

فرهنگی اجتماعی خبری تحلیلی

گفتم ز انقلابم چیزی نمانده باقی

گفتم ز انقلابم             چیزی نمانده باقی

 

گفتا تو پرسشی کن      تا من نشانه آرم

 

گفتم زآن شعارش        چیزی تو باز بینی؟

 

گفتا که البت، آری      هر سه در این میان است

 

گفتا ز استقلالش        چند ده که تیم داریم

 

درباره آزادی           میدان به شهر داریم

 

جمهوری در جنوبش      بازارها داریم

 

اسلام را که البت         در حوزه قم داریم

 

گفتم زمهربانی           کو، در کجا تو بینی؟

 

گفتا زکنج زندان         از زندان بان ببینی

 

گفتم تو از گرانی       هرگز نمی هراسی؟

 

گفتا زجیب مردم         ترسی از آن نداریم

 

گفتم برای تفریح        فکر و کلام تو چیست؟

 

گفتا به منزلت رو     تا من که لول آرم

 

گفتم که کار خواهم     گفتا زخواب برخیز

 

گفتم عیال خواهم       گفتا دبی تو رفتی؟

 

گفتم شکم گرسنه است    گفتا توهم است این

 

گفتم که از گرانی       گفتا تقلب است این

 

گفتم زعشق و عاشق    گفتا توحش است این

 

گفتم که باز خواهم       جاه و جلال خود را

 

گفتا سرت سلامت     فکر دیانتت کو؟

 

گفتم زآنچه گفتم        چیزی قبول داری؟

 

گفتا مراممان نیست       حقی به جای آریم 

+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 19:11  توسط کوروش  | 

روز انرژیٌ هسته ایٌٍ

روز انرژیٌ هسته ایٌٍ                          خوش یمن بادت احمدی

خون در دل ما کرده ای                       نرخ را دو صد تا کرده ای

بنزین به ماشین های ما                       قطره چکانی کرده ای

مسکن تو ارزان کرده ای؟                   نان را فراوان کرده ای؟

این رونق بازار را                             با چه تو از پا کنده ای؟

دشمن فراوان کرده ای                        عشق را به زندان کرده ای

صندوق های رای را                         بالا و پایین کرده ای

دائم سفرها رفته ای                           قول فراوان داده ای

صدها نکرده کار را                          در حلق این خلق کرده ای

از قول مردم می زنی                        دائم دو صد حرف نچسب

ای خاک عالم بر سرم                       تا که شدی تو رهبرم 

ٍٍ

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 15:17  توسط کوروش  | 

مراقب باشید!هزینه ها از ازدرآمد پیشی گرفته است

 

 

می گویند حکومتها هنگامی به سمت سقوط می روند که راه ملت از آنها جداشود.در این میان ایجاد یک فضای بسته و تک صدایی و استفاده از اهرم تبلیغات تنها می توانند زمان تغییر را به تعویق اندازند. این امر درسی است که تاریخ بارها و بارها تکرار کرده است.

در عصر نوین اطلاع رسانی دیگر کمتر واقعه ای است که از چشم ملت ها پنهان بماند مگر آنکه ملتی را بی سواد و ناآگاه بدانیم.

تاریخ ایران به علت موقعیت خاص خود همواره دستخوش اتفاقات بسیاری بوده است به خصوص در قرن اخیر. در ریشه یابی انقلاب اسلامی ایران می توان به نکات بسیار مهمی دست یافت.سوالی که می تواند دارای اهمیت بسیاری باشد این است،چرا با وجود افزایش قابل اعتنا درآمد سرانه کشور انقلاب به وقوع پیوست؟

شاید حضرت امام(ره) بهتر از هر کسی جواب را می دانستند که بارها به حقوق مردم،وظیفه حاکمان در قبال آنها، تاکید برهوشیاری سیاستمداران و... اشاره می کردند.

یک سوال اساسی، آیا اتفاقی افتاده است که حکومت خود را بی نیاز از خواسته های مردم می داند؟

مروری به 10 سال گذشته به خصوص از سال 84 به این سو نشان می دهد کشور به سمت هرج و مرج گرایی خطرناکی سوق پیدا کرده است. به عینه می بینیم که در دهه سوم انقلاب جمله معروف انقلاب سر فرزندان خود را می خورد صدق پیدا می نماید. انتخابات تنها برای مشروعیت بخشیدن برگزار می گردد و نتایج آن از قبل مشخص گردیده است.فقر و فساد رو به تزایدی هراس آور نهاده در حالیکه درآمدهای کشور به طرز چشمگیری افزایش پیدا کرده است. شان کشور در جامعه جهانی به طرز بی سابقه ای کاهش یافته و برای نخستین بار جامعه جهانی علیه ایران متحد شده اند. ساختار اداری کشور در حال فروپاشی است و موارد بسیاری از این دست.

تمامی این موارد واقعیاتی است که دولتمردان ما به راحتی منکر می شوند و در برابر منتقدان با دست آویز قرار دادن مسایلی از قبیل امنیت ملی، استفاده از باورهای مذهبی، هجمه گسترده تبلیغاتی سعی می نمایند به جای پاسخگویی ، منتقدان را کاملا از صحنه خارج نمایند.

به نظر می رسد روش های فوق کاملا برای آنان موفقیت آمیز بوده و حکومت اکنون کاملا تک صدایی و در اختیار  یک جریان خاص قرار گرفته است.جریانی که پول و زور را در اختیار دارد.

اما هراس ما این است که این تک صدایی تاریخ را دوباره در این کشور تکرار کند.

به همین خاطر است که می گوییم آقایان مراقب باشید! هزینه هایتان  از درآمدتان بیشتر شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1:18  توسط کوروش  | 

عاشقان

عاشقان فریادها در سینه با خود داشتند             شکوه ها و رازها درسینه ها انباشتند

همه فریاد عاشق رازهای سر به مهر                 عقده های بس نهان سر می گشایند در عشا

هق هق پنهان عاشق در میان مردمان              کس نبود شاهد در این بین جز خدای عاشقان

عاشقان را٬ عاشقی تنها دلیل ماندن است         کس نداند این دلیل جز عاشق این عاشقان

عاشقی راهی است در ظاهر بسی آسان و سهل      کس نبرد  آخر ٬به جز عاشق پرستان زمان

دیو و ددها ناکسان بس حاسدان                      در کمین بنشسته اند تا پر کنند از عاشقان

عاشقان اسرارها در سینه با خود داشتند          کس ندارد تاب این٬ جز عاشقان بی نشان

رازهای بس مگو٬ دردهای بس نهان                 گریه نیمه شبان٬ این است راه عاشقان

عاشقان خسته دل را سُکر سرخوش می کند     سُکر این عاشق٬ فقط معشوق داند والسلام  

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 13:54  توسط کوروش  | 

آخر دنیا اینجاست

نمی خواستم چیزی در مورد انتخابات بنویسم ولی حیفم آمد این نامه را در وبلاگم نذارم.همه چی مشخصه 

حضرت آيت ا. . . جنتي

دبير شوراي محترم نگهبان قانون اساسي

 

با سلام  و درود به روان رهبر كبير انقلاب و شهيدان هميشه جاويد و آرزوي سرافرازي ملّت بزرگ ايران زمين و موفقيت مقام معظم رهبري و عفو خداوندي براي همه بندگان گناهكار .

   جناب آقاي جنتي ، اينجانب عيسي كلانتري فرزند محمد حسين كه در 26 سال گذشته ، 13 سال با سمت وزير كشاورزي ، 6 سال مشاور رييس جمهور و 4 سال معاون وزير در ج.ا.ا خدمت نمودم ، كانديداي مجلس هشتم از حوزة انتخابي تهران بزرگ شدم كه از سوي شوراي نگهبان به جرم عدم التزام به اسلام ردّ صلاحيّت گرديدم . در اين رابطه لازم ديدم براي آگاهي هم وطنان به خصوص هم وطنان آذري و كشاورزان عزيز كشور موارد زير را براي روشن شدن اذهان آنان به اطلاع برسانم .

   هنگامي كه كشاورزان كشور از نزديك لمس كردند كه حامي جدّي در مجلس هفتم شوراي اسلامي و دولت نهم ندارند و هنگامي كه به شكايت آنان از دولت به قوّه قضاييه در مورد عدم اجراي قانون مصوّب مجلس كه مورد تأييد شما نيز واقع گرديده بود و با تمام پيگيري‌هاي بعدي اقدامي از سوي قوّه مذكور صورت نگرفت و هم‌چنين شاهد بودند علي رغم اين كه مواد غذايي در جهان كمياب شده و در كمتر از يك سال گذشته متوسط قيمت مواد غذايي بيش از دو برابر شده است ، همزمان متأسفانه توان كشاورزي كشور به دليل سياست‌هاي عوام فريبانه به شدت تحليل مي‌رود ، متوجه شدند عليرغم همة شعارهاي اكثريت نمايندگان مجلس هفتم در حمايت از آنان ، به علت تسليم شدن نمايندگان در مقابل دولت ديگر جايي ندارند ، لذا به اصرار برخي از مسؤولين نظام و نمايندگان كشاورزان كشور از بنده خواستند براي كمك به توسعه پايدار كشاورزي و باز كردن راه ورود سرمايه‌گذاري به كشاورزي و توسعه واقعي آن ، كانديداي نمايندگي مجلس هشتم شوم . پس از مقاومت‌هاي اوليّه ، دريافتم كه ادامه مقاومت سخت است لذا عليرغم مخالفت شديد خانواده دست به دامن استخاره شدم و از طريق يكي از بستگان از محضر حضرت آيت‌ا. . . العظمي صافي گلپايگاني تقاضاي استخاره كردم كه ايشان فرموده بودند حتماً راهي را كه مي‌خواهند بروند تا آخر ادامه دهند كه استخاره خير بوده است . پس از اين مرحله اقدام به ثبت نام نمودم . پس از تأييد هيأت اجرايي شهرستان تهران ، در آخرين دقايق باقيمانده قبل از اتمام فرصت اعتراض از فرمانداري تهران بزرگ توسط يكي از دوستان به صورت غير رسمي اطلاع دادند كه هيأت نظارت شما را تأييد نكرده و دو روز پس از ابلاغ به عمد به شما اعلام نكرده‌اند (به استناد بند 1 ماده 28 ، عدم التزام به اسلام) گفتم خير است و اعتراض نمي‌كنم ايشان فرمودند اگر اعتراض نكني يعني تأييد كرده‌اي كه مسلمان نيستي لذا سه دقيقه مانده به پايان زمان مقرّر طي چند خط خطاب به شوراي نگهبان اعتراض كردم و تمايل پيدا كردم كه دلايل عدم صلاحيّت خود را بدانم كه بالاخره در تاريخ جمعه 3/12/86 پس از ملاقات با جناب آقاي اميري عضو محترم حقوق دان شوراي نگهبان و جناب آقاي اسدي كارشناس حقوقي شورا موارد زير را در پرونده اعلام كردند :

 

واگذاري زمين به قيمت ارزان‌تر از سوي سازمان امور اراضي در استان زنجان در سال 1373 كه بازرسي كل كشور معترض بود و پرونده در دادگاه مطرح شده بود .

واگذاري زمين به يكي از آشنايان و دادن تغيير كاربري به آن

تباني در معاملات دولتي كه پرونده در دادگاه مطرح شده بود

استفاده از هواپيماي اختصاصي در مسافرت به مناطق كشور در دوران وزارت

موردي را هم غير مستقيم اشاره نمودند و بريده روزنامه هايي از مصاحبه هاي اينجانب را با ماژيك زرد مشخص كرده بودند دال بر اظهار نظرهاي صريح اينجانب در مسايل كشور كه شايد باب ميل آقايان نبوده است .

 

   عاليجناب جنتي دلايل فوق پس از 13 سال وزارت بزرگترين افتخار اينجانب مي‌تواند باشد كه هيچ چيزي را براي مخالفت پيدا نكرديد و بهانه هايتان دلايل ذكر شده فوق بوده كه هيچكدام دالّ بر تخلف نمي تواند باشد آنهم براي ردّ صلاحيت كه جناب آقاي اميري نيز به آن اذعان داشتند و مكتوب به جنابعالي اعلام نمودند .  

   جناب آقاي جنتي آن چيزي كه هميشه براي من مهم بوده است و به خاطر آن در 26 سال گذشته سعي نموده ام كه به نحو احسن انجام دهم كمك به توسعه كشور و رشد آن در كليه ابعاد اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي به خصوص قشر محروم روستايي و كشاورزان بوده است و هرگز يادم نمي‌رود در ملاقات خصوصي چند دقيقه اي كه در پاييز 1367 به اتفاق مرحوم حضرت حجت الاسلام والمسلمين حاج احمد آقا خميني در محضر رهبر كبير انقلاب داشتم پس از معرفي اينجانب خدمت حضرت ايشان كه وزير كشاورزي جديد هستند حضرت امام فرمودند كاري بكنيد كه وضع روستاييان و كشاورزان بهبود يابد آنها اقشار زحمتكش و مظلومي هستند و از آن زمان تمام عزم خود را جزم كردم كه به اين خواسته بنيان‌گذار جمهوري اسلامي ايران جامه عمل بپوشانم .

    اما در موارد اتهام پنجگانه فوق خوشبختانه احكام تبرئه دادگاه در موارد 1 و 3 علاوه بر اينكه قبلاً ضميمه پرونده انتخاباتي بود كپي آن نيز مجدداً به آقاي اميري داده شد كه يك ادعاي واهي بوده است .

   در مورد بند دوم اعلام نموده‌ام اگر بنده نه تنها به آشنايان بلكه حتي به دوستان درجه 1 ، 2 و 3 زمين واگذار كرده و سپس مجوز تغيير كاربري داده باشم تمام مسؤوليت آنرا مي‌پذيرم و اين موضوع صرفاً يك اتهام واهي و تهمت سياسي است ، گرچه قانون در اين زمينه هيچ منعي نداشته است و مي‌توانستم با استفاده از اختيارات قانوني خود در اين زمينه اقدام نمايم . اگر از خويشان بنده طبق قانون زميني از دستگاه‌هاي اجرايي ، غير از وزارت كشاورزي آنهم با 5/1 برابر قيمت واقعي روز گرفته باشد حق قانوني وي بوده است .

   در مورد استفاده از هواپيماي اختصاصي در برخي مسافرت‌ها لازم است يادآور شوم كه اين امر با تصويب هيأت وزيران انجام مي گرفت و عين قانون بود و هيچ‌گونه تخلف از قانون صورت نگرفته است لذا جرمي اتفاق نيفتاده بود كه پاسخگو باشم اگر هم استفاده شده براي انجام وظيفه در داخل كشور بوده نه سفرهاي زيارتي و سياحتي درون مرزي و برون مرزي با هواپيماهاي چند صد نفره بلكه با هواپيماهاي كوچك چند نفره كه هيچ‌وقت عاري از خطر سقوط نيز نبودند .

   جناب آقاي جنتي اگر نيّت من از كانديدا شدن با توجه به ايرادات ابرازي سوء استفاده از موقعيت نمايندگي بود بايد عرض كنم كه در ربع قرن گذشته امكانات به مراتب فراوان تري از نمايندگي در اختيار داشتم كه مي‌توانستم از آنها بهره ببرم . با كمال سربلندي براي اولين بار اعلام مي نمايم كه عليرغم همه شايعات  يكي از سالم ترين و پاك ترين مسؤولان كشور هستم كه مخالفين عليرغم همه تلاش ها و دسترسي به بايگاني‌ها در پرونده هاي مختلف كوچكترين تخلف قابل پيگرد پيدا نكردند كه ناچار شدند دست به چنين شايعه پراكني هايي بزنند و علت اين همه مخالفت ها نيز اين بود كه نوكري كسي را در دوران عمر خدمتم به غير از ملت بزرگ ايران نپذيرفتم .

   من مطمئن هستم تنها دليلي كه آن شورا نتوانست و يا نخواست صلاحيّت اينجانب را تأييد نمايد همان مورد بند 5  بوده كه فكر مي‌كنم حتماً همه نمايندگان مجلس براي ايفاي نقش نمايندگي خود طبق قانون بايد واجد آن باشند و شجاعت لازم را براي بيان نارسايي‌ها در كشور و ارايه راه حل هاي مناسب تا جايي كه منافع ملي كشور پايمال نشود را داشته باشند و اگر غير از اين باشد بايد به نيات آنان شك كرد و گرنه به چه دليل راهي خانه ملت مي شوند آيا راهي مجلس مي شوند كه تماشاگر از بين رفتن منابع ملت در راستاي سياست‌هاي عوام‌فريبانه باشند . 

   جناب آقاي جنتي بنده خداوند را شاكرم كه اسلام خود را از شخص شما يا شوراي خاصي دريافت نكرده ام تا به اين آساني از من سلب شود و مطمئناً اين گونه برخوردهاي ناصواب نه تنها كمكي به توسعه و ترويج اسلام نمي كند بلكه در تضعيف آن بي تأثير نيز نخواهد بود . مسلماً اسلامي كه بنده و امثال بنده به آن اعتقاد و التزام داريم به مراتب قويتر و نهادينه تر از آن مي باشد كه با يك تهمت ناروا و يك اتهام واهي و بي اساس متزلزل گردد و يقين بدانيد فرزندان اين مرز و بوم و ايران بزرگ كه معتقد به راه خميني كبير هستند در جهت تثبيت شعار استقلال ، آزادي ،‌ عدالت و جمهوري اسلامي در مقابل هر گونه عوام فريبي و تحجّر كه موجبات كمرنگ شدن آرمان هاي بنيان‌گذار جمهوري اسلامي شود ساكت نخواهند نشست .

   زيبنده شوراي نگهبان آن بود كه طوري عمل و اظهار نظر مي كرد تا شائبه طرفداري از جناح خاصّي را به اذهان متبادر نمي نمود و تصّور اينكه شوراي نگهبان مستقل فقط مي‌تواند حافظ اسلام باشد هم چنان براي مردم به عنوان يك اصل مسلم باقي مي ماند .

    در خاتمه لازمست راجع به اتهام عدم التزام به اسلام كه به اينجانب نسبت داده‌ايد نظر جنابعالي را به يك نكته تاريخي جلب نمايم .

   خواجه نظام الملك دشمني خاص با ناصر خسرو قبادياني داشت به طوري كه ناصر خسرو ناچار شد ايران را ترك كند و در مصر مسكن گزيند با اين حال نظام الملك در مصر هم از دشمني با ناصر خسرو دست برنداشت و او را متهم كرد كه ناصر خسرو در مصر كافر شده است ، ناصر خسرو وقتي اين را شنيد در يك خط پاسخ خواجه را داد و گفت :

نظام بي‌نظام گر كافرم خواند چراغ كذب را نبود فروغي

مسلمان خوانمش زيرا كه نبود مكافات دروغي جز دروغي

   

    لذا جناب آقاي جنتي شما را با باورهايتان به حال خود مي‌گذارم تا پاسخگوي همة بي عدالتي‌هاي خويش در دو جهان باشيد .

 

عيسي كلانتري

 

رونوشت :

ü حضرت آيت ا. . . هاشمي رفسنجاني رييس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام براي استحضار

ü حجّت الاسلام و المسلمين جناب آقاي خاتمي رييس محترم بنياد باران براي استحضار

ü حجّت الاسلام و المسلمين جناب آقاي ناطق نوري رييس محترم دفتر بازرسي مقام معظم رهبري براي استحضار

ü حجّت الاسلام و المسلمين جناب آقاي كروبي دبيركل محترم حزب اعتماد ملي براي استحضار

ü جناب آقاي اميري رياست محترم سازمان ثبت اسناد املاك كشور

ü جناب آقاي دكتر رحيمي رييس محترم ديوان محاسبات

ü جناب آقاي                            عضو محترم شوراي مركزي

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 1:39  توسط کوروش  | 

سلام

دوستان دارم میام
+ نوشته شده در  جمعه 28 دی1386ساعت 2:0  توسط کوروش  | 

دهکده حیوانات

 

این قصه،قصه نبرد راستی با بدیهاست.قصه ای است که سینه به سینه از نیاکان ما به ما رسیده است و ما نیز آن را به نسل های آینده انتقال می دهیم.

در زمان های بسیار دور در گوشه ای از این کره خاکی دهکده ای سر سبز بود که در آن حیوانات با آرامش و در کمال دوستی با یکدیگر زندگی می کردند. کسانی که از این دهکده  مرور می کردند می دیدند که گوزن ها در کنار ببرها ، خرگوش ها در کنار یوز پلنگ ها، کرگدنها با زرافه ها و خلاصه همه در کنار هم به فعالیت روزانه خود می پردازند. درمیان این دهکده  قصری بسیار زیبا وجود داشت که متعلق به حاکم این دهکده  بود.راستی تا یادم نرفته اسم این دهکده پرنیان است.جریان انتخاب حاکم هم در پرنیان بسیار جالب است. در سالهای قبل در پرنیان تنها چیزی که وجود نداشت آرامش بود.روباه مکار و گرگ خونخوار و شغال چاپلوس همراه با موشهای همیشه پنهان به همراه کفتار و کرکس فرصت طلب و مرده خوار گروهی را تشکیل داده بودند و با رهبری اعضا خود ساکنین پرنیان را مجبور می کردند که حاصل زحماتشان را به عنوان کمک به استقلال پرنیان به آنها بدهند تا آنها نیز جان ساکنین را در مقابل حملات دهکده های همسایه از قبیل جوزان حفاظت کنند.سالها ساکنین پرنیان به خیال آنکه حاکمانشان با گذشت و فداکاری دارند از زندگیشان حمایت می کنند و در مقابل زورگویی های سایر دهکده ها مقاومت و مقابله می کنند در فقر و فلاکت زندگی می کردند و از صبح تا شب به دنبال سیر کردن شکم خود و فرزندانشان بودند غافل از اینکه حاکمانشان دارند در کمال خوشی زندگی کرده و حاصل دسترنج مردمانشان را صرف عیش و نوش خود می کنند. سالها گذشت تا اینکه شیر خوش قلب از سفر دور و درازی که برای آشنایی با سایر دهکده ها آغاز کرده بود به پرنیان بازگشت.

وقتی که شیر به پرنیان برگشت ساعتها از حیرت حشکش زذه بود آخه این پرنیان آن چیزی نبود که او تصور می کرد. شیردیده بود در سایر دهکده هابدون داشتن درختان میوه و تربچه و سیب زمینی  چگونه مردمانشان در سایه دانش و عرق حاکمانشان به دهکده شان چگونه در آسایش زندگی می کنند.

شیر بدجوری غرورش شکسته شد به همین خاطر تصمیم گرفت که پرنیان را از این نکبت نجات دهد. به همین خاطر شروع کرد به آگاه کردن مردم اما هیچ کس توجهی نمیکرد، شیر دید مردمش دیگر رگی به نام غیرت ندارند به همین خاطر رفت دنبال این موضوع که چرا مردمش به این روز افتادند.

2 تا دلیل پیدا کرد،1- ترس مردم به خاطر از دست دادن کاری که دارند چراکه اگر تنها یک روز سر کار نمی رفتند دیگر چیزی نداشتند تا با آن شکم خود و فرزندانشان را سیر کنند.2- عدم آشنایی مردم پرنیان با دنیا به همین خاطر هم مردم حرف حاکمان را باور کرده بودند و فکر می کردند بقیه کشورها تنها به دنبال به دست آوردند منابع آنها هستند.

کار برای شیر سخت شده بود. شیر نشست و فکر کرد ماه ها فکر کرد تا به این نتیجه رسید که تنها کاری که می تواند بکند آگاه کردن مردم پرنیان با حقوق خودشان است. پس شروع کرد برای مردم حرف زدن.

شیر از سایر دهکده ها گفت. گفت که مردم در آنجا چقدر راحت زندگی می کنند.گفت که مردم در آنجا روزی 8 ساعت کار می کنند اما کار مفید بعد برای بقیه وقتشان هم برنامه دارند. کتاب می خوانند با هم دوستی می کنند و دست هموطنانشان را می گیرند.

خلاصه شیر آنقدر گفت که مردم کمی به گفته حاکمانشان شک کردند و شروع کردند به مطالعه.

یواش یواش در محافل خصوصی بحث درباره حرفهای حاکمان شروع شد و کمی بعد بد و بیراه ها هم آغاز شد اما همه اینها تنها در داخل خانه ها بود و کسی جرأت ابراز در بیرون را نداشت چون هنوز ترس از گرسنه ماندن وجود داشت.   

بقیه در قسمت بعد

+ نوشته شده در  جمعه 15 تیر1386ساعت 20:22  توسط کوروش  | 

دوباره آمدم

بعد از یک وقفه این بار با برنامه جدید می آیم

منتظر سلسله داستان های دهکده حیوانات باشید

+ نوشته شده در  شنبه 2 تیر1386ساعت 3:28  توسط کوروش  | 

نیمچه جوابیه

در نظراتیکه در مورد مطلب قبلی من آمده بود مطلبی از خانم مهناز توجه مرا جلب کرد. خالی از لطف ندیدم که آن را برای عزیزانم عرضه کنم و پاسخی را که به ایشان داده ام ذکر نمایم.

بنده سعی کرده ام با استفاده از طنز موضوعات روز را نقد کنم تا هنگامیکه غبار خستگی اجازه هر گونه مظالعه را از هم مبهنانم گرفته جاذبه ای باشد برای مطالعه. هر چند که خود اذعان دارم این روش بسیار سخت است و بنده نیز ادعایی برای  اثبات طنازی خود ندارم.

با این حال اگر شما عزیزان رخصت دهید سلسله مطالبی را رقم خواهم زد که در محیطی کاملا جدی شما را از سیر اتفاقات و نقشه ای که برایمان ترسیم شده آگاه نمایم که صد البته منوط به گرفتن اجازت از عزیزان همراه است.

ابتدا مطالب خانم مهناز را ذکر کرده و سپس پاسخ خود را که سعی کرده ام خلاصه باشد برای شما می آورم. با نظرات و نقد خود یک گام دیگر به جلو برداریم.

نظرات خانم مهناز:

ببخشید جواب اینقدر دیر شد اینترنتم مشکل داشت
در جواب شما باید بگویم که اولا من شما را دعوت به مناظره نکردم و در ثانی اگر شما مرا دعوت به مناظره می کنید باید بگویم که به دلایل زیر آن را رد می کنم
1-من بسیار گرفتارم و وقت زیادی را نمی توانم صرف گشت و گذار در اینترنت و پرسش و پاسخ کنم
2- مناظره از نوع اینترنتیش زیاد موثر نیست چون بحث باید اولا رو در رو باشد دوم بدون پیش داوری باشد که من با خواندن تمام پست های شما به این نتیجه رسیدم که به نوعی (ببخشید این واژه را به کار می برم) لجاجت می کنید و قبل از کنکاش هر چیزی و هر اقدامی بدون در نظر گرفتن جوانب ان موضوع را از دید خود دیده و بر آن اصرار می کنید سوما باید مناظره بین کسانی صورت گیرد که استاد و کارشناس در آن بحث باشند
3- در مورد چه چیزی می خواهید با من بحث کنید درباره عملکرد دولت؟؟ این چیزهایی که شما به عنوان نقد دولت عنوان می کنید هرچند اصلا نقد نیست و یک سری بد و بیراه است من کاملا با آن ها موافقم و ان ها را جز نکات مثبت عملکرد دولت می دانم
4- من سخنگوی دولت نیستم و بعید می دانم شما هم سیاستمدار باشید حرف من این است اگر نقدی دارید باید پشتش حرف و نکته ای خوابیده باشد اگر در شعرتان می گویید نان نداریم بخوریم بعدا بیایید مشخص کنید که مثلا رشد نرخ تورم این قدر بوده حالا اینقدر است در ضمن اینقدر سطحی با یک تار مو برخورد نکنید هر چند می دانم اساس تفکر من و شما از بیخ و بن با هم فرق دارد
5- این مناظره ها نتایجی نخواهد داشت چون جهان بینی من و شما فرق می کندمگر اینکه قبل از این مسئله درباره مسائل زیربنایی بحث شود
5- چه شما این شعر ها بگویید و چه نگویید و چه تلاش کنید با بزرگ کردن آثار هنری زرین کلک قبح رفتار او را بپوشانید کار بد در درگاه خداوند مغضوب است و کار خدایی و درست جاودان می ماند. اگر دولت در راه رضای خدا حرکت کند چه شما خوشحال باشید و چه ناراحت به نفع ملت است و اگر بر عکسش هم باشد مردم انقدر هوشیار هستند که ان را تشخیص دهند
6- یادتان نرود ید الله فوق ایدیهم و همه چیز را با چشم منفعت طلبی و دنیا خواهی نبینید در ضمن فردا نیایید من را متهم کنید که من طرفدار عزلت گزینی و تارک دنیا بودن هستم حرف من چیز دیگری است که توضیحش در این جا نمی گنجد
خداوند همه ما را به راه راست هدایت کند
 
پاسخ کوروش:
 
ابتدا بر خود لازم می دانم از بابت حضورتان و پاسخگويی به مطلب من تشکر کنم.
دعوت من به مناظره با شما نه از بابت علاقه به اين کار بلکه بابت نوع کامنتی بود که در وبلاگ من قرار داشت و اگر خاطرتان باشد ذکر کرده بودم ، هنگامی پيشنهاد مرا جدی تلقی کنيد که قبول فرماييد آن کامنت توسط شما ارسال گرديده بود.
مطالبی را که از بابت رد مناظره مرقوم فرموده بوديد قاعدتا با توضيحات فوق خود به خود نقض می گردد و به همين خاطر احتياجی برای پاسخگويی نمی بينم.
اگر تصور می کنيد بنده سياستمدار نيستم حتما تلقی تان درست است و من اصراری ندارم اما تصور می کنم يک جانبه به قاضی رفتن و پيروز بيرون آمدن رفتار انسان هایی است که از قدرت استدلال پايينی برخوردار بوده و از مواجه با نظرات مخالف واهمه دارند.
بنده نيز اعتقاد دارم هياهوهايی نظير مبارزه با بدحجابی و يا کارت های سوخت تنها در جهت انحراف افکار عمومی از اصل مطلب و دور نگاه داشتن مردم از آنچه که بر سرشان می آيد است.وليکن چه کنم که کمی فرصت به من اجازه نمی دهد به آنها بپردازم و بحث در موارد اصلی را به جلساتی ديگر اختصاص داده ام که در آن هر کس با هر عقيده ای حضور دارد و در محيطی کاملامتمدنانه به نقد نظرات يکديگر می پردازند.
در پايان خاطر نشان می سازم اگر شما علاقه ای به حضور در کافه من نداشته و مطالب مرا بر خود نمی تابيد بنده با علاقه در وبلاگ شما حضور خواهم داشت تا از نظرات موافقان رفتارهايی که به زعم ما دور از انصاف و تارخ کهن ايران و ايرانيان است آگاهی يابم.
با احترام
کوروش
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 20:39  توسط کوروش  | 

تار موی دختری پیدا شده

تار موی دختری پیدا شده                  وااسفها،بس مصیبتها شده

 

دختری با مانتوی کوتاه خود              در خیابان با کسی پیدا شده

 

کفش های دخترک با بندکی               بر مچ زیبای وی پیدا شده

 

ریملی همراه با یک خط چشم            در رخ یک دختری پیدا شده

 

دستهای چون بلور دخترک               از سر آستین او پیدا شده

 

چشم های چون غزال دخترک           از پس جام کدر پیدا شده

 

وامصیبت بر همه اسلامیان              چه گنه ها در سرم پیدا شده

 

تار مو و ماتیک و خط های چشم       مشکل مردان این دولت شده

 

ما گنه کاریم و اهل دوزخیم              چون که بی حجب و حیا،دختر شده

 

صد درود و آفرین بر دولتم              عزم او بر رفع این عادت شده

 

مشکل نان برطرف،آب برطرف       یاالعجب این تار مو مشکل شده

 

ما کنیم شکر خدا را هر دمی            همچو این دولت رییس ما شده

 

بس که ناز است،کاردان و باسواد      با همه خوش طینتی ظاهر شده

 

من که خوشحالم،چو غرق نعمتم        از پی اعمال این دولت شده

 

بد حجابی ریشه هر مشکل است       گر کچل کردیم، مشکل حل شده 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 اردیبهشت1386ساعت 22:36  توسط کوروش  |